ماسامبا و دخترش ماتی، دو برده در مزرعهی اوژن لارسن، سالهاست که تحت ظلم و استثمار زندگی میکنند. ماسامبا که همیشه در پی فرصتی برای فرار بوده، در نهایت نقشهای جسورانه برای نجات خود و دخترش طراحی میکند.فرار از این مزرعهی مخوف به هیچ وجه کار آسانی نیست. آنها در مسیر خود باید از موانع متعددی عبور کنند؛ از نگهبانان بیرحم و تعقیبکنندگان خشن گرفته تا خطرات طبیعی که در کمینشان است. با این حال، امید به زندگی بهتر، نیروی محرک آنها میشود.
در حالی که پدر و دختر برای رسیدن به آزادی تلاش میکنند، شخصیتهای دیگری نیز در مسیرشان ظاهر میشوند؛ برخی به آنها کمک میکنند، در حالی که برخی دیگر، تهدیدی برای نقشهی فرارشان محسوب میشوند.













